Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Reza
تاریخ:چهارشنبه 1392/10/18-02:57

انجمن تفریحی سرگرمی ایران کیدذ

سلام به دوستای خوبم
من شاید خیلی کم بتونم بیام اینجا
سایت و انجمنم درست شده و وقت نمیکنم به اینجا برسم
آدرس سایت:
www.irnkids.ir
آدرس انجمن:
www.forum.irnkids.ir
خوشحال میشم حضورتون رو اونجا حس کنم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Reza
تاریخ:چهارشنبه 1392/06/27-19:40

هوای با تو بودن

دلم باز هوای با تو بودن رو کرده
ولی دل تو هوای دیگری رو کرده




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 
نویسنده :Reza
تاریخ:دوشنبه 1392/06/25-08:30

عکس های عاشقانه سری سوم



سری سوم عکس های عاشقانه برای دوستای گلم
خیلی بد شدین ها نظر نمیدین اصلا!

ادامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Matin
تاریخ:جمعه 1392/06/22-23:13

هیچی نمیشه گفت...| M A T I N

هـیـچـی نـمـیـتـونـم بـگـم وقـتـی حرفی برای گفتن ندارم..

وقتی بهم میگن چرا هیچی نمیگی؟

وقتی بهم میگن خیرت به هیشکی نرسیده.

وقتی میگن به هیچ دردی نمیخوری...

هیچی نمیتونم بگم وقتی میگن تو فقط یه گوشه از دنیا رو گرفتی...

گاهی اوقات هیچی نمیشه در مقابل بعضی حرفا و بعضی کارها گفت!

دوباره خاطرات و گذشته و بغض و گریه...

" جلو روش ایستادم...

-       ناراحتی ازم...

جوابی نگرفتم.هیچی نمیتونست بگه..چی داشت بگه؟؟ طاقت ناراحت شدنش رو نداشتم چه برسه که از خودم ناراحت باشه.چشمام اشکی شد...

سرم رو بالا آوردم و آسمونِ ابریِ نگاهم رو در شب متلاطم چشم هاش دوختم........

آسمون بارید...دست هاش روی گونه ام نشست و قطره قطره ی اشکم رو پاک کرد...

-       چی بهت بگم آخه؟؟هیچی نمیتونم بگم...هیچی! نمیتونم این چشما رو بارونی ببینم.هیچ وقت نه تونستم و نه خواستم چیزی بگم که ناراحتت کنم..."

نـــــــــه! این خاطرات خوب که کمکی نمیکنه فراموشش کنم....

" جلو روش ایستادم...

-       گفتی باید حرف بزنیم...بگو

-       باید، باید تموم کنیم این رابطه رو...

-       باشـــه...

به جز «باشه» چی داشتم بگم؟بگم میدونم دلت پیشه اونه؟بگم میدونم اونو دوست داری؟بگم میدونم قلبی که تمامش برای من بود الان ظرفیتی برای نگه داشتن من نداره؟چی میگفتم؟چی داشتم بگم؟

اونم هیچی نگفت...شاید چون هیچ وقت نه تونست و نه خواست چیزی بگه که منو ناراحت کنه...

شایدم نـه...

چیزی نداشت که بگه...مثل من که چیزی نداشتم بگم.."

با صدای هق هق گریه به خودم اومدم...اطرافمو نگاه کردم...نه دیگه گذشته نیست...دیگه نیست...نیست، چون من حرفی نداشتم که بزنم و....

سکوت به معنای رضاست....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : داسـتـان کـوتــاه 
نویسنده :Matin
تاریخ:پنجشنبه 1392/06/21-23:45

بی تو با تو بودن...

بی تو با تو بودن را خوب آموخته ام...
آنقدر که میتوانم ساعت ها بی اهمیت به سکوتِ بی پایانت، برایت حرف بزنم و از درد هایم بگویم...
بی تو با تو بودن را وقتی آموختم
که به جای تو، شب ها، بالشم را بغل میکردم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 
نویسنده :Matin
تاریخ:پنجشنبه 1392/06/21-23:43

بی تو...

بی تو باز من در این کوچه های خاطره میدوم...
عطر تنهایی را بو میکشم
و به جایی نرسیدنم را همراه با خستگی میبارم....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 
نویسنده :Reza
تاریخ:پنجشنبه 1392/06/21-14:46

تلاشم

تلاشم رو کردم برای تو
ولی تلاشی ندیدم
ازت ناامید شدم
احساس رو توی وجودم کشتی
تموم شدم دیگه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 
نویسنده :Reza
تاریخ:سه شنبه 1392/06/19-10:55

دل خوش

دلم به بودنت خوشه
صدای زیبات، حرفای قشنگت
ولی میشکنم وقتی بیادم میاد
که قلب تو برای اون میتپه
نفس تو به نفس اون بنده
من فقط دل خوشم به بودنت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 
نویسنده :Reza
تاریخ:یکشنبه 1392/06/17-10:34

شادیم

شادیم طولی نکشید
شوق و بیقراریه دلم طولی نکشید
شکستم، دلم رو شکستی
بغضم شکست، با یه تلنگر شکستم
گناه من دوست داشته توئه؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 
نویسنده :Reza
تاریخ:یکشنبه 1392/06/17-00:40

رمان ایرانی و عاشقانه کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا

رمان مخصوص موبایل کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا
رمان مخصوص موبایل کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : کارد و پنیر

رمان مخصوص موبایل کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا

رمان مخصوص موبایل کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۲۷۷ کیلوبایت (پرنیان) – ۸۳۱ کیلوبایت (کتابچه) – ۳۱۴ کیلوبایت (epub)

رمان مخصوص موبایل کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا ساخته شده با نرم افزار : پرنیان و کتابچه ، اندروید ، epub

رمان مخصوص موبایل کارد و پنیر | patrishiya کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :
داستان در مورد دختری به اسم کیاناست که سعی داره با فراز و نشیب های زندگیش دست و پنجه نرم کنه تا بتونه به خواسته هایی که توی دنیای امروز شاید خیلیم سنگین و غیر معمول نیست برسه !
درسته که برای رسیدن به این خواسته ها ممکنه عجول باشه اما در نهایت پاکه و پر از سادگی …
و شاید بخاطر همین پاک بودنش دقیقا جایی که فکر میکنه خورده به بن بست زندگی در جدیدی به روش باز میشه که نه تنها خودش بلکه خانواده اش رو هم درگیر یه حس و حال جدید میکنه
حسی که هم خوشاینده و هم غیر منتظره ……..


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : رُمــان 
نویسنده :Matin
تاریخ:شنبه 1392/06/16-21:52

تنهایی...

تنهایی من به معنای نبودن تو نیست...
وقتی میگویم از بعد تو تنها شدم یعنی خالی شدم از احساس..
نبودن تو یعنی نبودن احساساتم..
و من زنده ام با حس هایم..



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نـوشـتـه 



  • تعداد صفحات :14
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات